داستان و مطلب های متفاوت
داستان و مطلب  
قالب وبلاگ
لینک های مفید

زندگی نامه نادر ابراهیمی

http://s8.picofile.com/file/8332288176/image.jpeg

نادر ابراهیمی در چهاردهم فروردین‌ماه سال ١٣١۵ در تهران به‌دنیا آمد و در سن ۷۲ سالگی پس از چندین سال دست و پنجه نرم کردن با بیماری بعد از ظهر پنجشنبه ۱۶خرداد ۱۳۸۷ درگذشت .

وی تحصیلات مقدماتی را در این شهر گذراند و پس از گرفتن دیپلم ادبی از دبیرستان دارالفنون، به دانشكده‌ی حقوق وارد شد. اما این دانشكده را پس از دو سال رها كرد و سپس در رشته‌ی زبان و ادبیات انگلیسی به درجه‌ی لیسانس رسید.
او از ١٣ سالگی به یك سازمان سیاسی پیوست كه بارها دستگیری، بازجویی و زندان رفتن را برایش درپی داشت. ارایه‌ی فهرست كاملی از شغل‌های ابراهیمی، كار دشواری است. او خود در دو كتاب ”ابن مشغله” و ”ابوالمشاغل” ضمن شرح وقایع زندگی، به فعالیت‌های گوناگون خود نیز پرداخته است. ازجمله شغل‌های او بوده است: كمك‌كارگری تعمیرگاه سیار در تركمن‌صحرا، كارگری چاپخانه، حسابداری و تحویلداری بانك، صفحه‌بندی روزنامه و مجله و كارهای چاپ دیگر، میرزایی یك حجره‌ی فرش در بازار، مترجمی و ویراستاری، ایران‌شناسی عملی و چاپ مقاله‌های ایران‌شناختی، فیلمسازی مستند و سینمایی، مصور كردن كتاب‌های كودكان، مدیریت یك كتاب‌فروشی، خطاطی، نقاشی و نقاشی روی روسری و لباس، تدریس در دانشگاه‌ها و ... در تمام سال‌های پركار و بی‌كار یا وقت‌هایی كه در زندان به‌سر می‌برد، نوشتن را ـ كه از ١٦ سالگی آغاز كرده بود ـ كنار نگذاشت. در سال ١٣۴٢ نخستین كتاب خود را با عنوان ” خانه‌یی برای شب” به‌چاپ رسانید كه داستان ”دشنام” در آن با استقبالی چشمگیر مواجه شد. تا سال ١٣۸٠ علاوه بر صدها مقاله‌ی تحقیقی‌ و نقد، بیش از صد كتاب از او چاپ و منتشر شده است كه دربرگیرنده‌ی داستان بلند (رمان) و كوتاه، كتاب كودك و نوجوان، نمایشنامه، فیلمنامه و پژوهش در زمینه‌های گوناگون است. ضمن آن‌كه چند اثرش به زبان‌های مختلف دنیا برگردانده شده است. نادر ابراهیمی چندین فیلم مستند و سینمایی و همچنین دو مجموعه‌ی تلویزیونی را نوشته و كارگردانی كرده، و آهنگ‌ها و ترانه‌هایی برای آن‌ها ساخته است. او همچنین توانسته است نخستین مؤسسه‌ی غیرانتفاعی ـ غیردولتی ایران‌شناسی را تاسیس كند؛ كه هزینه و زحمت‌های فراوانی برای سفر، تهیه‌ی فیلم و عكس و اسلاید از سراسر ایران و بایگانی كردن آن‌ها صرف كرد؛ ولی چنان‌كه باید، شناخته و به‌كار گرفته نشد و با فرارسیدن انقلاب و جنگ، متوقف شد.
او فعالیت حرفه‌یی خود را در زمینه‌ی ادبیات كودكان، با تاسیس ”مؤسسه‌ی همگام با كودكان و نوجوانان” ـ با همكاری همسرش ـ در آن مؤسسه متمركز كرد. این مؤسسه، به‌منظور مطالعه در زمینه‌ی مسائل مربوط به كودكان و نوجوانان برپا شد و فعالیتش را در حیطه‌ی نوشتن، چاپ و پخش كتاب، نقاشی، عكاسی، و پژوهش درباره‌ی خلق‌وخو، رفتار و زبان كودكان و نیز بررسی شیوه‌های یادگیری آنان دنبال كرد. ”همگام” عنوان ”ناشر برگزیده‌ی آسیا” و ”ناشر برگزیده‌ی نخست جهان” را از جشنواره‌های آسیایی و جهانی تصویرگری كتاب كودك دریافت كرد. ابراهیمی در زمینه‌ی ادبیات كودكان، جایزه‌ی نخست براتیلاوا، جایزه‌ی نخست تعلیم و تربیت یونسكو، جایزه‌ی كتاب برگزیده‌ی سال ایران و چندین جایزه‌ی دیگر را هم دریافت كرده است. او همچنین عنوان ”نویسنده‌ی برگزیده‌ی ادبیات داستانی ٢٠ سال بعد از انقلاب” را به‌خاطر داستان بلند و هفت‌جلدی ”آتش بدون دود” به‌دست آورده است.
نادر ابراهیمی در زندگی پرفرازونشیب خود، جایگاه خاصی برای ورزش نگهداشته است. او رشته‌های مختلف ورزشی را تجربه كرده، یكی از قدیم‌ترین گروه‌های كوهنوردی به‌نام ”اَبَرمرد” را بنیان نهاده و در توسعه‌ی كوهنوردی و اخلاق كوهنوردی، تاثیرگذار بوده است.

کتابهای نادر ابراهیمی:
چهل نامه کوتاه به همسرم - بار دیگر شهری که دوست میداشتم - افسانه باران -حکایت آن اژدها - یک عاشقانه آرام - فردا شکل امروز نیست - تضادهای درونی -ابن مشغله -ابوامشاغل و ...

چهل نامه کوتاه به همسرم :

چهل نامه کوتاه به همسرم کتابی از نادر ابراهیمی است.
نادر ابراهیمی: آن روزها که تازه تمرین خطاطی را شروع کرده بودم، حدود سال های ۶۳-۶۵، به هنگام نوشتن، در تنهایی - در فضایی که بوی تلخ مرکب ایرانی در آن می پیچید و صدای سنتی قلم نی، تسکین دهنده ی خاطرم می شد که گرد ملالی چون غبار بسیار نرم بر کل آن نشسته بود - غالبا به یاد همسرم می افتادم - که او نیز همچون من و شاید نه همچون من اما به شکلی، گهگاه و بیش از گهگاه، دلگرفتگی، قلبش را خاکستری رنگ می کرد - و می کوشیدم که به جستجو در به امید رسیدن به ریشه های گیاه بالنده و سرسخت اندوه، و دانستن اینکه این روینده ی بی پروا از چه چیزها تغذیه می کند، و شناختن شرایط رشد و دوامش آن را نابود کنم بل زیر سلطه و در اختیار بگیرم. پس، یکی از خوب ترین راه های رسیدن به این مقصود را در این دیدم که متن تمرین های خطاطی ام را تا آنجا که مقدور باشد اختصاص دهم به نامه ی کوتاهی به همسرم.

بخشی از متن کتاب - نامه اول :

ای عزیز!

راست می گویم.
من هرگز یک قدم جلوتر از آنجا که هستم را ندیده ام.
قلمم را دیده ام چنان که گویی بخشی از دست راست من است؛ و کاغذ را.
من هرگز یک قدم جلوتر از آنجا که هستم را ندیده ام.
من اینجا «من» را دیده ام -که اسیر زندان بزرگ نوشتن بوده است،همیشه ی خدا، که زندان را پذیرفته، باور کرده، اصل بودن پنداشته، به آن معتاد شده، و به تنها پنجره اش که بسیار بالاست دل خوش کرده...
و آن پنجره تویی ای عزیز!
آن پنجره ، آن در، آن میله ها، و جمیع صداهایی که از دور دستها می آیند تا لحظه ای، پروانه وش، بر بوته ی ذهن من بنشینند، تویی...
این ، می دانم که مدح مطلوبی نیست
اما عین حقیقت است که تو مهربان ترین زندانبان تاریخی.
و آنقدر که تو گرفتار زندانی خویشتنی
این زندانی، اسیر تو نیست-
که ای کاش بود
در خدمت تو، مرید تو، بنده ی تو...
و این همه در بند نوشتن نبود.
اما چه می توان کرد؟
تو تیماردار مردی هستی که هرگز نتوانست از خویشتن،بیرون بیاید
و این، برای خوب ترین و صبور ترین زن جهان نیز آسان نیست.
می دانم.
اینک این نامه ها
شاید باعث شود که در هوای تو قدمی بزنم
در حضور تو زانو بزنم
سر در برابرت فرود آورم
و بگویم: هر چه هستی همانی که می بایست باشی،و بیش از آنی،و بسیار بیش از آن.به لیاقت تقسیم نکردند؛ و الا سهم من،در این میان،با این قلم،و محو نوشتن بودن،سهم بسیار ناچیزی بود: شاید بهترین قلم دنیا،اما نه بهترین همسر دنیا...

[ جمعه بیست و نهم تیر ۱۳۹۷ ] [ 21:21 ] [ mani ]

در انتهای قرن چهاردهم با بهبود روابط بین حکومت های اروپایی ، هنر گوتیک شمال و جنوب رشته کوه های آلپ توجه بین المللی را به خود جلب کرد. سبک جدیدی به نام " گوتیک بین المللی " بین سال های 1380 و 1430 در سراسر اروپای غربی شکوفا شد و مقارن با گسترش  داد و ستد وثروت تجاری در این کشور ها ، این هنر نیز از مرکزی به مرکزی دیگر توسعه می یافت. " گوتیک بین المللی" بر اساس ذوق و علاقه طلقۀ اشراف به زیبایی، آلات زینتی متنوع و تزئینات باشکوه شکل گرفته بود . جزئیات زیبای طبیعت که از ویژگی های هنر گوتیک بود، اغلب با محیط های واقعی تری ترکیب و در یک طرح مزین در آثار ارائه می گشت. در این زمان سبک درباری در مراکز اصلی خود یعنی پاریس و برگوندی  رشد و گسترش یافت و تاثیر چشمگیری بر هنر ایتالیا شمالی گذاشت. در این سبک ، زیبایی و ظرافت تصاویر کتیبه های فرانسوی با تصویر سازی و سبک نقاشی سیِنی و فلاندرزی آمیخته شده بود.

 آوریل ( از کتاب: "Les Tres Riches Heures du Duc be Berry " )

برادران لیمبورگ، یعنی پال ، هرمان و ژان ، برای دوکِ بِری، که یکی از بزرگ ترین مجموعه داران کتاب های مصور و صاحب بیش از 150 کتاب خطی مجلل بود ، کار می کردند. آن ها کتاب " ساعت " را ، که کتابی مذهبی و حاوی نیایش و تفکرات مناسب هر ساعت ، روز و ماه بود ، برای او تزئین کردند. این صفحه کاملا مصور از این کتاب ، نمونه ایده آلی از زیبایی سبک گوتیک بین المللی می باشد که افراد کهنسال و خمیده را در لباس هایی اشرافی و در منظره ای بسیار طبیعی نشان می دهند.

http://s8.picofile.com/file/8330582642/Les_Tr%C3%A8s_Riches_Heures_du_duc_de_Berry_avril.jpg

زیورآلات درخشان طلا کمی از سطح نقاشی بالا آمده است و به آن ظاهری واقعی تر داده است. این عمل از طریق قرار داد های ورق طلا بر لایه ای از گچ نقاشی انجام شده است . گچ نقاشی نوعی ماده خمیری است و از آن برای آماده سازی تخته ها برای نقاشی استفاده می شده است.

لوح دو تخته ای ویلتون (1395)

این لوح ، که احتمالا به محراب شخصی شاه ( ریچارد دوم ) تعلق داشته است، او را در محضر مریم مقدس و فرزندش ، همراه با شاه ادموند ، شاه ادوارد متعرف و تعریف کرده است و یحیی تعمید دهنده نشان می دهد. ادوارد آخرین پادشاه آنگلوساکسو بود و از سال 1042 تا هنگام مرگش در سال 1066 بر انگلستان فرمان راند، یوحنا معمدان یا یحیی تعمید دهنده نیز از کسانی است که مسلمانان و مسیحیان معتقد به پیغمبری آنان هستند. مسیحیان یحیی را که تارک دنیا شده بود، از خویشاوندان عیسی و فرزند زکریا می دانند. فرشتگان نشان شاه ریچارد که یک گوزن سفید است با خود دارند. زیبایی شخصیت ها و جزئیات ظریف این تصویر از ویژگی های سبک جدید است.

http://s9.picofile.com/file/8332287426/swdfas.jpg

http://s9.picofile.com/file/8332287442/wiltback_big.jpg

[ جمعه بیست و نهم تیر ۱۳۹۷ ] [ 20:38 ] [ mani ]

زندگی نامه قیصر امین پور

http://s9.picofile.com/file/8331793976/%D8%B6.jpg

قیصر امین ‏پور در دوم اردیبهشت 1338 چشم به جهان گشود. وی تحصیلات ابتدایی و متوسطه خود را در گتوند به پایان برد سپس به تهران آمد و دکترای خود را در رشته زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه تهران در سال 1376اخذ کرد. وی فعالیت هنری خود را از حوزه اندیشه و هنر اسلامی در سال 1358 آغاز کرد . امین پور پس از تصادفی در سال ۱۳۷۸ همواره از بیماری‌های مختلف رنج می‌برد و حتی دست کم دو عمل جراحی قلب و پیوند کلیه را پشت سر گذاشته بود و در نهایت حدود ساعت ۳ بامداد سه‌شنبه ۸ آبان ۱۳۸۶ در بیمارستان دی درگذشت. پیکر این شاعر در زادگاهش گتوند و در کنار مزار شهدای گمنام این شهرستان به خاک سپرده شد.


اولین مجموعه شعرش را با عنوان "تنفس صبح" که بخش عمده آن غزل بود و حدود بیست قطعه شعر آزاد؛ در سال 63 منتشر کرد و در همین سال دومین مجموعه شعرش "در کوچه آفتاب" را به بازار فرستاد.در سال 1365 "منظومه ظهر روز دهم" توسط انتشارات برگ وابسته به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى به بازار مى‏آید که شاعر در این منظومه 28 صفحه‏اى ظهر عاشورا، غوغاى کربلا و تنهایى عشق را به عنوان جوهره سروده بلندش در نظر مى‏گیرد.
"آینه ‏هاى ناگهان" تحول کیفى و کمى امین‏پور را بازتاب مى‏دهد؛ در این مرحله امین‏پور به درک روشن‏ترى از شعر و ادبیات مى‏رسد.در اواسط دهه هفتاد دومین دفتر از اشعار امین‏پور با عنوان "آینه ‏هاى ناگهان 2"منتشر مى‏شود که حاوى اشعارى است. "گل‏ها همه آفتابگردانند" در سال 81 منتشر شد که به چاپ‏هاى متعدد رسید و با استقبال خوبى روبه‏رو شد.

آثار قیصر امین پور:
تنفس صبح ، در کوچه آفتاب ، مثل چشمه - مثل رود ، ظهر روز دهم ، آینه‏ های ناگهان ، گل‏ها همه آفتابگردانند ، بی بال پریدن ، طوفان در پرانتز ، به قول پرستو ، سنت و نو آوری در شعر معاصر و...

نمونه اشعار :

سايه سنگ بر آينه خورشيد چرا؟
خودمانيم، بگو اين همه ترديد چرا؟
نيست چون چشم مرا تاب دمى خيره شدن
طعن و ترديد به سرچشمه خورشيد چرا؟
طنز تلخى است به خود تهمت هستى بستن
آن که خنديد چرا، آن که نخنديد چرا؟
طالع تيره ام از روز ازل روشن بود
فال کولى به کفم خط خطا ديد چرا؟
من که دريا دريا غرق کف دستم بود
حاليا حسرت يک قطره که خشکيد چرا؟
گفتم اين عيد به ديدار خودم هم بروم
دلم از ديدن اين آينه ترسيد چرا؟
آمدم يک دم مهمان دل خود باشم
ناگهان سوگ شد اين سور شب عيد چرا

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

موجیم و وصل ما ، از خود بریدن است
ساحل بهانه ای است ، رفتن رسیدن است
تا شعله در سریم ، پروانه اخگریم
شمعیم و اشک ما ،در خود چکیدن است
ما مرغ بی پریم ، از فوج دیگریم
پرواز بال ما ، در خون تپیدن است
پر می کشیم و بال ، بر پرده ی خیال
اعجاز ذوق ما ، در پر کشیدن است
ما هیچ نیستیم ، جز سایه ای ز خویش
آیین آینه ، خود را ندیدن است
گفتی مرا بخوان ، خواندیم و خامشی
پاسخ همین تو را ، تنها شنیدن است
بی درد و بی غم است ، چیدن رسیده را
خامیم و درد ما ، از کال چیدن است

 

[ یکشنبه بیست و چهارم تیر ۱۳۹۷ ] [ 2:32 ] [ mani ]

http://s8.picofile.com/file/8330422784/Sheik_bahayi.jpg

 

زندگی نامه بهاءالدین محمد بن حسین عاملی

معروف به شیخ بهایی

بهاءالدین محمد بن‏ حسین عاملی معروف به شیخ بهائی در ۸ اسفند ۹۲۵ - ۶ ذیحجه ۹۵۳ هجری - در اصفهان دیده به جهان گشود . وی دانشمند نامدار قرن دهم و یازدهم هجری است که در دانش‌های فلسفه، منطق، هیئت و ریاضیات تبحر داشت. در حدود ۹۵ کتاب و رساله از او در سیاست، حدیث، ریاضی، اخلاق، نجوم، عرفان، فقه، مهندسی و هنر و فیزیک بر جای مانده است. به پاس خدمات وی به علم ستاره‌شناسی، یونسکو سال ۲۰۰۹ را به نام او سال «نجوم و شیخ بهایی» نامگذاری کرد. شیخ بهایی مردی بود که از تظاهر و فخر فروشی نفرت داشت و این خود انگیزه ای برای اشتهار خالص شیخ بود.شیخ بهایی به تایید و تصدیق اکثر محققین و مستشرقین ، نادر روزگار و یکی از مردان یگانه دانش و ادب ایران بود که پرورش یافته فرهنگ آن عصر این مرز و بوم و از بهترین نمایندگان معارف ایران در قرن دهم و یازدهم هجری قمری بوده است. وی در سال 1030 هجری - در اصفهان درگذشت و بنابر وصیت خودش جنازه او را به مشهد بردند و در جوار مقبرهٔ علی ابن موسی الرضا جنب موزه آستان قدس دفن کردند. هم‌اکنون قبر وی بین مسجد گوهرشاد و صحن آزادی و رواق امام خمینی در یکی از رواق‌ها که به نام خودش معروف می باشد است.

آثار شیخ بهایی:
جامع عباسی ، الزبده فی الاصول ، اربعین ، مثنوی سوانح الحجاز (نان و حلوا) ، کشکول ، مشرق الشمسین و اکسیر السعادتین ، جامع عباسی ، الاثنا عشریه ، مفتاح الفلاح ، حدیقة هلالیه و...

نمونه اشعار :

از بس که زدم به شیشهٔ تقوی سنگ
وز بس که به معصیت فرو بردم چنگ
اهل اسلام از مسلمانی من
صد ننگ کشیدند ز کفار فرنگ  

افسوس که عمر خود تباهی کردیم
صد قافلهٔ گناه، راهی کردیم
در دفتر ما نماند یک نکته سفید
از بس به شب و روز سیاهی کردیم

هر چند که رند کوچه و بازاریم
ای خواجه مپندار که بی‌مقداریم
سری که به آصف سلیمان دادند
داریم، ولی به هرکسی نسپاریم

ای عاشق خام، از خدا دوری تو
ما با تو چه کوشیم؟ که معذوری تو
تو طاعت حق کنی به امید بهشت
رو رو! تو نه عاشقی، که مزدوری تو

ای دل، قدمی به راه حق ننهادی
شرمت بادا که سخت دور افتادی
صد بار عروس توبه را بستی عقد
نایافته کام از او، طلاقش دادی

پایان

[ جمعه هشتم تیر ۱۳۹۷ ] [ 1:24 ] [ mani ]

دولت شهر یا جمهوری ثروتمند فلورانسبعضی از عالی ترین دستاورد های رنسانس را در خود پرورش داد. فلورانس قرن پانزدهم به رغم از دست دادن نیمی از جمعیت به خاطر طاعون سال های 1340 و 1348 ، آشوب های جنگ ، قیام های جمهوری خواه و توطئه های سیاسی ، به پیشرفت و ترقی دست یافت. فلورانس که به عنوان حکومتی مستقل و توسط خانواده های تاجر و انجمن ( صنوف تجاری ) اداره می شد ، به خاطر سنت آزادی مداری ،  آگاهی های سیاسی و اقتصادی و مهارت های هنری بی نظیر مردمان خود شهرت داشت ، تحت حمایت خاندان معروف : مدیچی ( 94-1434 ) ، تبادل آسان افکار بین سیاستمداران ، هنرمندان و دانشمندان تداوم یافت و فلورانس وارد دوره ی بی رقیب حیات فرهنگی گردید. فخر و غرور ناشی از این موفقیت ها خود را در ساخت های بنا های جاه طلبانه ای که قصد داشت شهر را به عنوان الگویی از زیبایی ، نظم و توازن معرفی نماید ، نمایان کرد.

در شهر :

منظره ای از شهر فلورانس 

تا قرن پانزدهم ، فلورانس قلمروی بسیاری از دشمنان را تصرف و خود را به یکی از بزرگ ترین شهر های دنیا و اروپا تبدیل کرده بود. گرچه اینش هر با مناظر زیبای توسکانی احاطه شده بود و توسط دیوار های مستحکم محافظت می شد، با این حال سرنوشت نا معلومی را دنبال می کرد. این نقشه ، چگونگی تقسیم شهر توسط رود آرنو و همچنین گنبد کلیسای جامع که به نماد قدرت شهر فلورانس تبدیل شده بود را نشان می دهد.

http://s8.picofile.com/file/8330418368/Florence_main.jpg

فیلیپو برونِلِسکی ( 1446 - 1377 )

همانند هم دوره ای های فلورانس خود ، دوناتلو و جیبرتی ، ابتدا طلا سازی را آموزش دید. او بعد ها یک مجسمه ساز شد ، اما پس از اینکه رقابت برای تزئین در های جدید تعمید گاه فلورانس را به جیبرتی واگذار نمود ، عمر خود را در معماری صرف کرد. گنبد کاری بزرگ کلیسای جامع فلورانس از دستاورد های عالی او به شمار می رود.

http://s9.picofile.com/file/8330418318/73ff150c28ad7267b63327237046652a.jpg

کلیسای سانتو اسپیریتو، راهروی سمت راست

برونلسکی کلیسای سانتو اسپیریتو را که به طرز شگفت انگیزی ایده آل رنسانس نخستین را نشان می دهد، در سال 1436 طراحی نمود. در این کلیسا ستون های بلند قرنتی و طاقچه ها ، نمونه خوبی از الگو برداری از طرح باستانی را نشان می دهند. عنصر متعلق به روم باستان با روابط ساده هندسی و بر اساس تناسبات انسانی با هم ترکیب شده اند، تا حس نظم ، فضا و آرامش را منقل نمایند.

http://s8.picofile.com/file/8330420850/Filippo_Brunelleschi_The_nave_of_the_church_6_.JPG

نوآوری در مهندسی

برونلسکی یک دستگاه بالابر قرقره ای اختراع کرد، از این بنا ها دیگر مجبور نبودند مصالح را از ارتفاع گیج کنندۀ گنبد بالا ببرند. سوار شدن شهروندان بر این دستگاه منحصر به فرد ممنوع بود.

گنبد کلیسای جامع 

برونلسکی گنبدی طراحی کرد (36-1420) ، که بالای کلیسای جامع قرن چهاردهمی سانتا ماریا دل فیور قرار بگیرد ک این گنبد که دهانه هشت ضلعی بزرگی داشت و همین امر موجب به وجود آمدن مشکلاتی در ساخت آن شده بود ، رد نهایت ناتمام باقی ماند.

اگرچه برونلسکی همراه دوناتلوی مجسمه ساز برای بررسی بنا های دورۀ کلاسیک به روم سفر کرد، گنبد او به طور عمده به سبک گوتیک طراحی و در حول هشت تیرک هلالی نگاه دارنده ساخته شده بود.

(پیچیدگی کلیسای جامع قرن چهاردهم ، با سادگی و ساختار متوازن گنبد در تناقض بود. )

فرشته ای که بر زکریا ظاهر شد

دیوارنگاره های جیرلاندایو در سانتا ماریا نووِلا ، تصویر روشنی از حیات سیاسی فلورانس در اواخر قرن پانزدهم را ارائه می سازد. در این نقاشی ، اعضای خانوده تورنابونی و مدیچی نیز در تصویر دیگری ترسیم شده اند. معبد پشتی دارای نوشته ای از چرخه تکمیل نقاشی دیواری است : " این اثر در سال 1490 و زمانی که باشکوه ترین شهر ، به خاطر ثروت ، پیروزی ها ، هنر و معماری اش از صلح و سلامت لذت می برد، خلق گردید.

http://s9.picofile.com/file/8330422076/1200px_Cappella_tornabuoni_10_annuncio_dell_angelo_a_zaccaria.jpg

دومنیکو جیرلاندایو (90-1485)،دیوارنگاره

عبادتگاه تورنابونی

کامیابی و شان و شهرت خانوده های حکمران فلورانس در قلب فعالیت های هنری شهر نمایان است. این عبادتگاه که کلیسای بزرگ دومنیک سانتا ماریا نووِلا بود ، به خانوده تورنابونی تعلق داشت که به واسطه ازدواج با خانوده برجسته مدیچی مرتبط بودند. جیوانی تورنابونی که رئیس خزانه داری و بانک مدیچی در دوره پاپ سیکستوس ( الکساندر چهارم ) بود، نقاش معروف ، دومنیکو جیرلاندایو (94 - 1449) را انتخاب کردتا عبادتگاهش را با صحنه هایی از زندگی مریم مقدس و جانِ قدیس تعمید دهنده ، تزئین کند.

http://s9.picofile.com/file/8330490200/main.jpg

به دلیل طولانی بودن متن برای خواندن ادامه نوشته به ادامه مطلب بروید


ادامه مطلب
[ شنبه دوم تیر ۱۳۹۷ ] [ 1:20 ] [ mani ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

داستان و زندگی نامه ی بزرگان، مطالب سرگرم کننده، آموزنده، جالب و داستان های کهن ایرانی
همراه با شعر های شاعران بزرگ ایران ؛ همه در وبلاگ داستان و مطلب های متفاوت
لینک های مفید