|
داستان و مطلب های متفاوت داستان و مطلب
| ||
|
نوآوری های بسیاری در هنر مجسمه سازی اوایل قرن پانزدهم در فلورانس رخ میداد، که دلیل آن فضای باز و رقابتی آن زمان بود. انجمن های مستقل متشکل از استادان که نماینده تجار و صنوف بودند، در تزئین ساختمان های شهری با یکدیگر رقابت میکردند. مجسمه سازان، سبک خود را بر اساس مجسمهسازی یونانی-ایتالیایی که آشکار ترین سند میراث باستانی آنها بود، بنیان نهادند، این امر به ویژه زمانی که مجسمه به صورت برجسته و جلو آمده از پس زمینه بود، نمایان تر میشد. با این حال مجسمه سازان در اروپای شمالی سبک باشکوهتری را انتخاب کردند و اشکال حجاری شده را با واقعگرایی آمیخته و زنده نمودند. لورنزو جیبرتی (1455-1378) (یکی از تاثیرگذارترین هنرمندان رنسانس نخستین)، مجسمه ساز فلورانسی، ادعا کرد که این سبک برگرفته از آثار یک طلاساز اهل کلن آلمان می باشد.
اسلحه گمشده : دستِ گره شده سمت چپ، هنوز دارای حفره ای است که بهخاطر فلز زنگ زده، لکه دار شده است. این نکته حاکی از آن است که جورجس قدیس، یک شمشیر فلزی با خود داشته و این امری مرسوم بین شمشیرسازان بود که حامی مالی دوناتلو بودند. این شمشیر که رو به ناظران و به سمت خیابان گرفته شده بود، میتوانست تاثیر واقعگرایانه اثر را افزایش دهد.
1: فلز زنگ زده حفره مخصوص شمشیر نیز نمایان است. 2: ملزومات نظامی با دقت نشان داده شدهاند. تابلوی قاب شده : این تصویر، خودنگاره عبوس جیبرتی است که از یکی از پنجره های کروی قابِ "درب" بیرون آمده است.
Lorenzo Ghiberti Face on the East Gate چشمه موسی : این اثر عظیم که توسط کلاز اسلاتر، مجسمه ساز اهل بورگاندی (مرگ 1405/6) ساخته شده است، زمانی در بخشی از صومعه قرار داشت. شخصیت های بزرگ جدا از هم، واقع گرایی جدید هنر کشور های اروپای شمالی را آشکار مینماید.
چشمه موسی "Well of Moses" چوب رنگی، (کلاز اسلاتر 1406-1395)، ارتفاع 1.83 متر (6ft) درهای تعمیدگاه اثر جیبرتی : جیبرتی بیشتر عمر حرفه ای خود را صرف کار بر روی دو جفت درِ تعمیدگاه فلورانس نمود، این تعمیدگاه در کلیسایی روبروی کلیسای جامع قرار داشت. او به تازگی تزئین درهای شمالی را به پایان رسانده بود (25-1401) که به خاطر مهارتش در طلاکاری و تکنیک های برنز، صنف واردکنندگان پارچه، جفت دوم درها را نیز به او سفارش دادند (52-1425). در این زمان بود که جیبرتی همدوره ای هایش را با نمایش مهارت های جدید ترکیبی و دیداری خود شگفتزده کرد. دروازه های بهشت : درهای شرقی جیبرتی (این نمونه ها اصل نیستند، در های اصلی به یک موزه منتقل شدهاند) به قدری از سوی مجسمهسازان دیگر مورد تحسین واقع شد که میکل آنژ آنها را "دروازه های بهشت" خواند. در ابتدا قرار بود که 28 تصویر روی درها وقایع عهد عتیق را بازگو کنند، اما جیبرتی تعداد آنها را به 10 قطعه کاهش داد و به طور ماهرانهای چندین قطعه واقعه را در هر صحنه به تصویر کشید.
The Gates of Paradise (East Door) جزئیات کانتوریا : اگرچه حجاری های لوکا دلاروبیا (Luca della Robbia) از نمونه های رومی الگو گرفتهاند، دارای چنان جذابیت و نشاطی میباشند که ذوق و سلیقه آن زمان فلورانس را منعکس میکند. دلاروبیا شکوه دلخواه هود را از طریق پارچه های مواج لباس ها و صیقل ظریف اشکال خلق نمود. کانتوریای دلاروبیا، روبروی کانتوریای دیگری قرار دارد که ساخته دوناتلو است و در آن شخصیت ها تا حدودی خشن به نظر میرسند.
یوسف در مصر : نقاشی یوسف در مصر، که بر روی درهای جیبرتی ترسیم شده است، استفاده بینظیر او از سه یا چند نما در یک صحنه را به تصویر میکشد. شخصیت های زیبا و مهم بیشتر در سطح جلویی تصویر قرار دارند، بعضی از افراد نیز به سمت بنا های عظیم موجود در سطح میانی در حال حرکت هستند، پس زمینه نیز در پرسپکتیو وسیع و مجلل اثر حل شده است (به شیوه برجسته سازی دوناتلو).
"روایت یوسف در مصر" یکی از 10 قطعه ساخته شده دروازه بهشت، درِ شرقی (The Story of Joseph by Ghiberti) کانتوریا (Cantoria) : این کانتوریای زیبای مرمرین اثر لوکا دِلا روبیا (Luca della Robbia) (1400-82) میباشد و یکی از محبوب ترین آثار رنسانس نخستین (Early Renaissance) به شمار میرود. جای اصلی آن بالای درِ اتاق شمالی و رو به محراب در کلیسای جامع فلورانس بود، این اتاق محل نگهداری ظروف مقدس به شمار میرفت. کانتوریا به بالاخانه یا غرفهای که سرایندگان سرود یا خوانندگان کلیسا در آن قرار میگیرند، گفته میشود. کودکانی که سرود میخوانند و موسیقی مینوازند در این کتیبه نشان داده شدهاند و بیانگر سرود های مذهبی از زبور میباشند که در آن پروردگار با "صدای شیپور و آلات و دستگاه های موسیقی زهی ستایش میشود."
لوکا دِلاروبیا (38-1431) (Luca della Robbia)، سنگ مرمر، 3.28m*5.60 جورج قدیس : دوناتلو (1466-1386) (Donatello) شهرت و موقعیت خود بهعنوان بزرگترین مجسمهساز ایتالیا را با مجسمه جورس قدیس که برای طاقچهای در کلیسای اُرسان میشل ساخته بود، استحکام بخشید. جورجقدیس حامی معنوی صنف سپرسازان و شمشیرسازان بود که قرار بود تندیس در طاقچه مختض آنها قرار گیرد. این شخصیت با ویژگی های خصوصی برجستهاش، مانند پیشانی چروک شده و علائم حسی چهره و هوشیاری نیرومندانهاش خلق شده بود. همه عضلات ورزیدهاند، سپر روی نوکش ایستاده و دست ها حتی در حال سکون نیز آماده گارد گرفتن میباشند.
در پشت سر جورج قدیس(St. George)، سوراخ مته ای حضور دارد که نشان میدهد او قبلا یک کلاهخود بر سر داشته است. هنر مجسمهساز : این شرح مختصر در مورد قسمت راست یک حجاری اثر نانو دی بانکو (Nanni di Banco) (1421-1374)، مجسمه ساز فلورانسی میباشد. این اثر، سنگ تراشی را که با دقت در حال اندازه گیری مواد میباشد و همچنین مجسمهسازی را در حال تراش یک شکل با چکشی آماده در دست، نشان میدهد. این حجاری بر طاقچهای به صنف سنگتراشان در کلیسای انجمنی اُرسان میشل در فلورانس اهدا شده بود، قرار دارد. هر صنفی- از صنف ملحفهفروشان گرفته تا اسلحهسازان - دارای یک طاقچه در کلیسا بود که باید با نقاشی یا مجسمه پر میشد. به دلیل ترس از جنگ و یورش، به انجمن ها دستور داده میشد که این تعهد را هرچه زودتر برآورده سازند: مجسمه ها در طول 20 سال تکمیل میشدند و به گونهای بودند که مهارت های شاخص ترین مجسمهسازان آن زمان را عرضه میکردند.
ابزار حجاری : ابزار حجاری و حکاکی مجسمهها در طول قرن ها دستخوش تغییر شدهاند. در آن زمان قلم ها با پتک کوبیده میشدند: یک قلم نوک تیز تکه های بزرگ سنگ را میتراشید و شخصیت ها را شکل میداد، قلم سر پهن نیز برای نما و سطح مورد استفاده قرار میگرفت.
جورج قدیس و اژدها : مهیج ترین نوآوری دوناتلو در حجاری مرمرینی شکوفا میشود که در پایین مجسمه جورج قدیس وجود دارد. در حجاری های سنتی و مرسوم، اشکال گرد از سطح صاف پشتی بیرون میآمدند؛ با این حال دوناتلو اشکالش را مسطح کرد و اجازه داد پسزمینه در فضا، نور و هوا ناپدید گردد.
St. George and the Dragon by Donatello پایان [ جمعه پنجم بهمن ۱۴۰۳ ] [ 21:43 ] [ mani ]
|
||
| [ فالب وبلاگ : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||