|
داستان و مطلب های متفاوت داستان و مطلب
| ||
|
پادشاهی پس از اينكه بیمار شد گفت: داستانی از : لئو تولستوی [ شنبه بیست و ششم مرداد ۱۳۹۸ ] [ 19:3 ] [ mani ]
بعضی از کتابها ساده می پوشند برگرفته از کتاب : بی بال پریدن [ شنبه نوزدهم مرداد ۱۳۹۸ ] [ 19:17 ] [ mani ]
نسيم صبح سعادت بدان نشان که تو داني گذر به کوي فلان کن در آن زمان که تو داني تو پيک خلوت رازي و ديده بر سر راهت به مردمي نه به فرمان چنان بران که تو داني بگو که جان عزيزم ز دست رفت خدا را ز لعل روح فزايش ببخش آن که تو داني من اين حروف نوشتم چنان که غير ندانست تو هم ز روي کرامت چنان بخوان که تو داني خيال تيغ تو با ما حديث تشنه و آب است اسير خويش گرفتي بکش چنان که تو داني اميد در کمر زرکشت چگونه ببندم دقيقه ايست نگارا در آن ميان که تو داني يکيست ترکي و تازي در اين معامله حافظ حديث عشق بيان کن بدان زبان که تو دانی غزلی از حافظ [ سه شنبه هشتم مرداد ۱۳۹۸ ] [ 2:26 ] [ mani ]
|
||
| [ فالب وبلاگ : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||